عصرکاسپین /علیرضا دروگر – کارشناس ارشد ایمنی ، بهداشت و محیط زیست ورود یک فروند بالگرد سنگین اطفای حریق به استان گیلان، بی شک اتفاقی مثبت و گامی بلند برای حفاظت از جنگلهای هیرکانی است. همه میدانیم تخصیص چنین امکاناتی به استانها با چه سختیها و پیگیریهای پیچیده ای همراه است و باید قدردان این […]

عصرکاسپین /علیرضا دروگر – کارشناس ارشد ایمنی ، بهداشت و محیط زیست
ورود یک فروند بالگرد سنگین اطفای حریق به استان گیلان، بی شک اتفاقی مثبت و گامی بلند برای حفاظت از جنگلهای هیرکانی است. همه میدانیم تخصیص چنین امکاناتی به استانها با چه سختیها و پیگیریهای پیچیده ای همراه است و باید قدردان این پیگیریها بود. با این حال، نگاه کارشناسی به چرخه عملیات نشان میدهد که برای رسیدن به حداکثر کارایی این ابزار کارآمد، باید چند گره ساختاری و میدانی به درستی باز شود.
۱. ساختار اداری آتش نشانی و مسئله متولی عملیات:
آتش نشانی به عنوان تخصصی ترین نهاد مهار و اطفای حریق، به دلیل ساختار محلی و وابستگی بودجه ای به شهرداریها، توان مالی نگهداری، تامین سوخت و احداث آشیانه برای بالگردهای سنگین را ندارد. همین محدودیت باعث شده که مدیریت و نگهداری این تجهیزات به سازمانهایی نظیر هلال احمر واگذار شود که از منابع مالی ملی و کشوری برخوردارند. این تفکیک میان متولی تخصصی (آتش نشانی) و دارنده ابزار (هلال احمر)، نیازمند تعامل و هماهنگی بسیار نزدیکی در روزهای بحران است.
۲. زمان واکنش و ضرورت کاهش بروکراسی پرواز
در مهار آتش سوزیهای جنگلی، «زمان» تعیین کننده ترین فاکتور است. وقتی بالگرد در اختیار ارگانی متفاوت از ارگان مسئول و درگیر عملیات اطفای حریق باشد، ارزیابی اولیه آتش نشانی، اعلام نیاز و انعکاس آن به مدیریت بحران و در نهایت صدور مجوز پرواز توسط نهاد دارنده بالگرد، مستلزم طی شدن یک فرآیند اداری است. اگر این زنجیره هماهنگی روان و به سرعت نباشد، خطر از دست رفتن «ساعات طلایی» در ساعات نخستین آتش سوزی وجود خواهد داشت.
۳. جانمایی نقطه استقرار و شعاع پوشش استان:
محل قرارگیری بالگرد، نقش مستقیمی در کاهش زمان دسترسی دارد. استقرار این بالگرد در شرقی ترین نقطه استان (پایگاه چاف)، زمان پرواز تا مناطق غربی مانند جنگلهای تالش، رضوانشهر یا آستارا را افزایش میدهد. جانمایی و استقرار در مرکز استان، نظیر فرودگاه بین المللی رشت به عنوان مرکز ثقل جغرافیایی گیلان، میتواند شعاع پروازی متوازنی ایجاد کرده و زمان رسیدن بالگرد به تمامی نقاط شرق، غرب و مرکز استان را به حداقل برساند.
۴. حلقه مفقوده: تکمیل زنجیره اطفای زمینی در ارتفاعات
واقعیت میدانی این است که بالگرد در مناطق کوهستانی تنها ابزاری برای مهار و ضعیف کردن حجم آتش است، اما خاموش کردن نهایی آتش نیازمند زنجیره زمینی است. در الگوهای صحیح اطفای حریق جنگلی، باید از طریق پمپاژ مرحله به مرحله (رله پمپاژ) توسط خودروهای آتش نشانی، آب از پایین دست به مخازن و حوضچه های برزنتی قابل حمل در ارتفاعات منتقل شود سپس آتش نشان ها بوسیله پمپهای سبک و قابل حمل آب را از این حوضچه ها دریافت کرده و مستقیما با فشار مناسب به کانونهای اصلی آتش در بالادست بزنند . نبود این ساختار و تجهیزات زمینی، اثربخشی عملیات را حتی با حضور بالگرد نیمه کاره میگذارد. تقویت و تجهیز این ساختار زمینی مکمل، اثربخشی پروازهای بالگرد را چند برابر میکند.
در کنار این نکات، اطلاع رسانی دقیق فنی نیز حائز اهمیت است؛ بالگرد تحویلی، بالگرد ترابری Mi-171 ساخت روسیه است، در حالی که در اخبار اولیه با عنوان هواپیمای اطفای حریق مدل ۴۱۲ اروپایی یاد شده است.
شفافیت در معرفی تجهیزات، در کنار ساده سازی فرآیندهای اداری و استقرار منطقه ای هوشمندانه و تکمیل زنجیره زمینی اطفا میتواند این بالگرد را به نجات دهنده واقعی جنگلهای گیلان تبدیل کند.