عصرکاسپین /فرهاد خراسانی؛ اظهارات اخیر هومن افاضلی، مربی تیم ملی فوتبال ایران، درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی، نه تنها عجیب و دور از واقعیت‌های فنی فوتبال است، بلکه نمونه‌ای روشن از تلاش برای تغییر صورت مسئله و فرار از نقد کارشناسی محسوب می‌شود. افاضلی با این استدلال که «تیم ملی نباخته» و «نزدیک‌ترین […]

عصرکاسپین /فرهاد خراسانی؛ اظهارات اخیر هومن افاضلی، مربی تیم ملی فوتبال ایران، درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی، نه تنها عجیب و دور از واقعیت‌های فنی فوتبال است، بلکه نمونه‌ای روشن از تلاش برای تغییر صورت مسئله و فرار از نقد کارشناسی محسوب می‌شود.
افاضلی با این استدلال که «تیم ملی نباخته» و «نزدیک‌ترین تیم تاریخ ایران به صعود بوده» و حتی با طرح این ادعا که گویا داوران و عوامل بیرونی نمی‌خواستند آرژانتین از جام جهانی حذف شود، تلاش کرده عملکرد تیم ملی را موفق جلوه دهد. اظهاراتی که بیش از آنکه بر مبنای داده‌های فنی و واقعیات های فوتبال باشد، به نوعی توجیه‌سازی پس از ناکامی شباهت دارد.
در فوتبال حرفه‌ای، نتیجه نهایی معیار اصلی قضاوت است. هیچ تیمی به دلیل «نزدیک بودن به صعود»، «داشتن امید گل بیشتر» یا «پنالتی از دست رفته حریف» در تاریخ ماندگار نمی‌شود.
اگر قرار باشد ملاک موفقیت، فرصت‌های از دست رفته باشد، ده‌ها تیم بزرگ جهان که در مراحل مختلف جام‌های جهانی حذف شده‌اند نیز باید خود را قهرمان اخلاقی یا قهرمان فرضی مسابقات بدانند.
جام جهانی محل ثبت واقعیت‌هاست، نه فرضیات.
یکی از عجیب‌ترین بخش‌های سخنان افاضلی تأکید بر این موضوع است که «تنها تیم تاریخ ایران هستیم که در جام جهانی نباختیم».
این گزاره اگرچه ممکن است از نظر آماری درست باشد، اما از نظر فوتبالی گمراه‌کننده است. در فوتبال مدرن، هدف صعود است نه صرفاً شکست نخوردن. ممکن است تیمی سه تساوی کسب کند و حذف شود و تیمی دیگر با یک برد و دو شکست صعود کند. آیا اولی موفق‌تر است؟
تبدیل یک آمار خام به دستاویزی برای اثبات موفقیت، همان چیزی است که در علم آمار به «برداشت گمراه‌کننده از داده‌ها» معروف است.

شگفت‌آورتر از همه، اشاره به این موضوع است که گویا داوران، زمین و شرایط مسابقه به گونه‌ای عمل کردند که آرژانتین حذف نشود تا جام جهانی جذاب‌تر بماند. این نوع ادبیات نه با شأن یک مربی ملی سازگار است و نه با اصول تحلیل حرفه‌ای فوتبال.
اگر هر حذفی را به توطئه، داوری، برنامه‌ریزی فیفا یا ملاحظات تجاری نسبت دهیم، اساس رقابت ورزشی زیر سؤال می‌رود. از یک عضو کادر فنی تیم ملی انتظار می‌رود درباره تاکتیک‌ها، ساختار دفاعی، انتقال توپ، کیفیت تعویض‌ها، مدیریت بازی و نقاط ضعف فنی صحبت کند؛ نه اینکه با روایت‌های غیرقابل اثبات، افکار عمومی را از اصل موضوع دور سازد. هواداران امروز فوتبال با دهه‌های گذشته تفاوت دارند. آنان آمار، آنالیز، داده‌های فنی و کیفیت بازی را دنبال می‌کنند. مردم به خوبی تشخیص می‌دهند که آیا تیم ملی فوتبال مالکیت مؤثر داشته است؟
آیا برنامه هجومی مشخصی وجود داشته است؟ آیا ساختار دفاعی منسجم بوده است؟ آیا تیم توانسته از فرصت‌های خود بهره ببرد؟ پاسخ به این پرسش‌ها با شعار «ما نباختیم» یا «اگر ۱۵ روز زودتر می‌رسیدیم» داده نمی‌شود.
مشکل اصلی فوتبال ایران تنها نتایج نیست؛ مشکل بزرگ‌تر، فقدان فرهنگ پاسخگویی است. در بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال، حذف از تورنمنت‌های بزرگ با نشست‌های تخصصی، گزارش‌های فنی و پذیرش مسئولیت همراه است. اما در فوتبال ایران، گاهی ناکامی به موفقیت تبدیل می‌شود، حذف به افتخار تعبیر می‌گردد و نقد فنی جای خود را به توجیهات احساسی می‌دهد. تا زمانی که مدیران و مربیان به جای پذیرش ضعف‌ها، به دنبال ساختن روایت‌های جایگزین باشند، فوتبال ایران از چرخه تکراری ناکامی و توجیه خارج نخواهد شد. اظهارات هومن افاضلی بیش از آنکه یک تحلیل فنی از عملکرد تیم ملی باشد، تلاشی برای بازتعریف واقعیت است. در فوتبال حرفه‌ای، تاریخ نتایج را ثبت می‌کند نه توجیهات را. تیمی که صعود نکرده، حذف شده است؛ حتی اگر یک بازی را هم نباخته باشد. هنر مربیان بزرگ پذیرفتن واقعیت و اصلاح اشتباهات است، نه تبدیل ناکامی به موفقیت با بازی با واژه‌ها.
فرهاد خراسانی