عصرکاسپین /اظهارات اخیر امیر قلعهنویی پس از حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنکه یک پاسخ فنی به انتقادها باشد، تلاشی برای تغییر زمین بازی از «نقد عملکرد» به «اتهامزنی سیاسی و اخلاقی» بود. سرمربی تیم ملی در واکنش به منتقدان، از عباراتی چون «ایرانفروش» و «بیوطن» استفاده کرد؛ عباراتی که نه […]
عصرکاسپین /اظهارات اخیر امیر قلعهنویی پس از حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنکه یک پاسخ فنی به انتقادها باشد، تلاشی برای تغییر زمین بازی از «نقد عملکرد» به «اتهامزنی سیاسی و اخلاقی» بود. سرمربی تیم ملی در واکنش به منتقدان، از عباراتی چون «ایرانفروش» و «بیوطن» استفاده کرد؛ عباراتی که نه با جایگاه سرمربی تیم ملی سازگار است و نه کمکی به فهم دلایل ناکامی فوتبال ایران میکند.
مسئله اصلی این است که تیم ملی ایران در جام جهانی نتوانست از مرحله گروهی عبور کند؛ آن هم در شرایطی که جام جهانی ۴۸ تیمی، مسیر صعود را نسبت به دورههای گذشته آسانتر کرده بود. بسیاری از کارشناسان و هواداران درباره کیفیت فنی تیم، ترکیبها، تعویضها، برنامهریزی و عملکرد کادر فنی سؤال دارند. این پرسشها نه جرم است و نه خیانت؛ بلکه حق طبیعی افکار عمومی است.
در هیچ نقطهای از جهان فوتبال، نقد سرمربی تیم ملی معادل دشمنی با کشور تلقی نمیشود. اگر چنین منطقی پذیرفته شود، هر خبرنگار، کارشناس یا هواداری که نسبت به نتایج اعتراض کند، باید متهم به بیوطنی شود. این دقیقاً همان رویکردی است که فضای نقد را از بین میبرد و پاسخگویی را به حاشیه میراند.
وطن، تیم ملی نیست؛ وطن بسیار بزرگتر از یک مربی، یک فدراسیون و حتی یک نسل از بازیکنان است. تیم ملی متعلق به مردم است و مردم حق دارند درباره آن سؤال کنند. کسی که از بودجه عمومی، امکانات ملی و حمایت میلیونها هوادار بهرهمند است، موظف به پاسخگویی است، نه برچسبزنی.
عجیبتر آنکه آقای قلعهنویی سالها در فوتبال ایران حضور داشته و خود بارها منتقد مربیان، مدیران و تصمیمات فوتبالی بوده است. اگر نقد کردن نشانه بیوطنی است، آیا این قاعده شامل همه میشود یا فقط منتقدان ایشان؟
تجربه فوتبال حرفهای جهان نشان میدهد مربیان بزرگ پس از ناکامی، یا مسئولیت میپذیرند یا با استدلال فنی از عملکرد خود دفاع میکنند. منتقد ممکن است اشتباه کند، اغراق کند یا حتی بیانصاف باشد؛ اما منتقد، صرفاً به دلیل انتقاد، «بیوطن» و «ایرانفروش» نمیشود.
اتفاقاً یکی از نشانههای علاقه به فوتبال و کشور، مطالبه پاسخ از کسانی است که مسئولیت نتایج را برعهده دارند. وطندوستی در سکوت مقابل ناکامیها معنا پیدا نمیکند؛ در مطالبهگری، شفافیت و پاسخخواهی معنا پیدا میکند. و شاید مهمترین پرسش امروز این باشد: اگر هر منتقدی «بیوطن» است، پس چه کسی حق دارد درباره عملکرد تیم ملی سؤال کند؟ آیا تنها کسانی وطنپرستاند که سکوت کنند و دست بزنند؟ چنین نگاهی نه به سود فوتبال ایران است و نه به سود تیم ملی؛ زیرا هیچ تیمی بدون نقد، اصلاح نمیشود و هیچ مدیری بدون پاسخگویی رشد نمیکند.















Saturday, 25 July , 2026