اینجا ایران است؛عادل فردوسی پور در خانه،مزدک میرزایی در لندن!

اینجا ایران است؛عادل فردوسی پور در خانه،مزدک میرزایی در لندن!

عصرکاسپین / یادداشت / فرشاد رضایی

اینجا ایران است. برنامه ای بیست سال از تلویزیون پخش شد که هر روز پربیننده تر از قبل بود: برنامه نود با اجرای عادل فردوسی پور. اسفند پارسال، به انتخاب مردم به عنوان بهترین برنامه تلویزیون انتخاب شد و جایزه گرفت، اما چون بهترین برنامه تلویزیون به انتخاب مردم شد، جلوی پخش آن را گرفتند. چرا؟ چون نظرعلی فروغی، جوان سی ساله ای که فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق است و تازه مدیر شبکه سه شده بود از نظر مردم مهمتر بود. حالا عادل فردوسی پور، نه برنامه نود را دارد و نه فوتبالی را گزارش می کند. بیست سال زحماتش را مردم قدر دانستند اما مدیران صداوسیما کوچکترین ارزشی برایش قائل نیستند. او حالا دوشنبه شبها در خانه خودش است و بعید است به دوشنبه های بدون نود عادت کرده باشد؛ همانطور که مردم هنوز به دوشنبه های بدون نود عادت نکرده اند.

اینجا ایران است. مزدک میرزایی، گزارشگر و مجری فوتبال صداوسیما، سالها فوتبال گزارش کرد. صعود ایران به جام جهانی با گل رضا قوچان نژاد به کره جنوبی با صدای او ماندگار شد. اما او هم در صداوسیمای این روزها و شبکه سوم فروغی، به بن بست رسید. حالا به لندن رفته و شنبه شب، کراوات زد و برای شبکه تلویزیونی فارسی زبانی برنامه اجرا کرد که مسوولین در ایران، آن را به رسمیت نمی شناسند. اما غافل از آنکه مسوولینی مثل فروغی و برخی مدیران صداوسیما با راندن افرادی همچون عادل فردوسی پور و مزدک میرزایی، به شبکه های فارسی زبان خارج از کشور رسمیت می دهند. صداوسیما، برنامه بیست ساله نود را تعطیل کرد اما مزدک میرزایی در لندن، مشابه همان برنامه را شروع کرد. شاید که نه، قطعا اگر برنامه نود هنوز هم پخش می شد، آن تلویزیونِ فارسی زبان و مزدک میرزایی، دلیلی برای تهیه برنامه ای مشابه نود نمی دیدند. اما مسوولینی مثل فروغی، وقتی نود را تعطیل کردند، عملا صداوسیمای خودشان را خلع سلاح کردند.

اینجا ایران است و در همه جای ایران و نه فقط صداوسیما، چنین نمونه هایی بسیار است. مسوولینی در ایران، استعدادهایی را به بن بست می رسانند و آن استعدادها که اهل زد و بند و معامله نیستند، راهی جز مهاجرت یا خانه نشینی پیدا نمی کنند. چرا؟ چون برخی از همان مسوولان، مجموعه تحت مدیریت خود را نه امانت، که خانه پدری خود می دانند. ای کاش اینها فیلم “خانه پدری” کیانوش عیاری را می دیدند تا بدانند که حق در خانه پدری تا ابد در اختیار آنها نخواهد ماند…

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × دو =